عکس رفتنم به کوه
برای تازه شدن دیر نیست
هیچ وقت گریه نکن چون هیچ کس ارزش اشک های تو رو نداره
و کسی هم که ارزشش رو داشته باشه طاقت دیدنشو ندار
در مکتب ما رسم فراموشی نیست
در مسلک ما عشق هم آغوشی نیست
مهر تو اگر به هستی ما افتاد
هرگز به سرش خیال خاموشی نیست.
تنها برای تو می نویسم برای تو که برق چشمانم را زنده می کنی
برای دستان تو که گرمای عشق را خجالت زده می کند
برای لبانت که جز ترنم محبت را نمی بوسند
برای تپش های قلبت که نبضم را به زدن وا می دارد
با توست که روز و شبم معنا دارد
تنها برای تو می نویسم
دریچه
ما چون دو دریچه رو به روی هم
آگاه ز هر بگو مگوی هم.
هر روز سلام و پرسش و خنده
هر روز قرار روز آینده
عمر آینه بهشت ،اما ...آه
بیش از شب و روز تیر و دی کوتاه
اکنون دل من شکسته و خسته است
زیرا یکی از دریچه ها بسته ست
نه مهر فسون،نه جادو کرد،
نفرین به سفر ،که هرچه کرد او کرد.
مهدی اخوان ثالث